هر فیلم فقط 140 تومان هر فیلم فقط 140 تومان
مجموعه 95 فیلم 2009 با کیفیت عالی
به همراه زیر نویس فارسی
اکشن ، رزمی ، ترسناک و...
۹۵ فیلم ۲۰۰۹ به همراه زیرنویس
هر فیلم فقط 140 تومان
X
تبلیغات در بلاگ اسکای
Tv maymunları

میمون های تلویزیونی

اخیرا تعدادی از دانشمندان موفق به شناسایی نسلی از میمونها شده اند که اگرچه شبیه میمون هستند اما بنابه خصلت تلویزیون دوستی شان، از آنها بعنوان میمونهای تلویزیونی نام می برند.

این حیوانات خصلت های بارزی دارند. مثلا عاشق تقلیدند. تقلید این و آن. تقلید تقلید تقلید نسل اولیه خودشان. آنها یاد گرفته اند بجای سرو صدا و جیغ و داد، گاهی مثل آدم حرف بزنند. گرچه پرت و پلا می گویند اما اگر دقت کنیم در می یابیم بواقع دوست دارند حرف بزنند. از دیگر ویژگی این میمونها آن است که عینک میزنند. گاهی کت و شلوار می پوشند اما هر کاری میکنند تا آدم بشوند نمیتوانند میمون بودن خود را پنهان کنند.

میمونهای تلویزیونی، فصلی ظاهر میشوند. مثلا در بهار و پائیز. آنها در زمستان به خواب خرس ها میروند و در بهار و پائیز به خواب ما آدمیان می آیند. یکی از دانشمندان میگوید این نوع میمونها ابتدا سعی داشتند صدای الاغ را در بیاورند که وای اگر اینطور میشد صدای عرعرشان بجای صدای انواع پرندگان گوش فلک را پر میکرد.

این نوع میمونها گل خردک را خیلی دوست دارند. پیتزا خوری آرزوی جدی شان است. سفر به کیش، رفتن به هتل هایی که اتاق های مجاور داشته باشند و شب ها بشود از این اتاق به آن اتاق و از آن اتاق به این اتاق رفت و آمد کرد (بدون گیر) واسکیت روی آبهای کیش از دیگر آرزوهای محقق شده تکراری شان است. با وجود آنکه این نوع میمونها ریش و پشم خود را از ته زده اند اما هر چه ریشو و پشمو می بینند آنها را به استهزا گرفته و یواشکی بهم میگویند: هو هو دیوونه هه رو هو هو دیوونه هه رو...

میمونهای تلویزیونی گاهی شعر میگویند، گاهی شیر می نوشند، گاهی شیر می دوشند،  گاهی شیراز می روند. آنها انواع شیره را دوست دارند. شیره انگور، شیره پاچه، شیره خشخاش و...

آنها گاهی شیر میگویند، گاهی خواننده میشوند. گاهی قیافه شان را شبیه سیاستمداران میکنند. گاهی میخوابند. گاهی با یک چیزی می خوابند. گاهی با چند چیز میخوابند. گاهی خوابانده میشوند. آنها خواب را دوست دارند و دوست دارند همه بخوابند. این نوع میمونها بیداری را مخل نظم اجتماعی میدانند. آنها اگر صدای خوبی داشتند شاید لالایی هم میخواندند تا همه بخوابند اما حیف که تنها هنرشان عنتر بازی است.

میمونهای قدیمی توی میادین بدستور مربی خود جای دوست و دشمن را نشان میدادند اما این نوع میمونها عاشق آنند که جای دوست و دشمن را توی تلویزیون نشان دهند. آخر آنها شیشه را دوست دارند. شیشه اتومبیل، شیشه دودی، شیشه عینک، شیشه تلویزیون و شیشه خالی را.

ارباب این نوع میمونها وقتی از این میمونها می پرسد جای دوست کجاست، جیب هایشان را نشان میدهند. وقتی از آنها می پرسند جای دشمن کجاست زبان خود را بیرون می آورند و وقتی از آنها پرسیده می شود جای کاهدان و یونجه کجاست کله شان را نشان میدهند.

بخش دیگری از این نوع میمونها بکار تجارت مشغول اند. آنها تو کار واردات انواع کلاههای پشمینه، توری، متقال، شیشه ایی و شاپو هستند. وقتی ارباب خسته میشود و دیگر از آنها چیزی نمی پرسد آنها همه اعضا و جوارح خود را نشان میدهند. میمونهای تلویزیونی آدامس را دوست دارند چون به اعتقاد آنها کلمات با آدامس بهتر جویده میشوند. این نوع میمونها همان میمونهایی هستند که داروین برای تئوری تکامل خویش از آنها بحث کرده است. تفاوت این نوع میمونها با میمونهای معمولی در آن است که میمونهای معمولی خود را مسخره میکنند اما میمونهای تلویزیونی دیگران را مسخره میکنند.

میمونهای تلویزیونی یک چهره که سهل است دو سه هزار چهره دارند. چون شغل مسخره شان ایجاب میکنند دو سه هزار چهره داشته باشند. میمونهای دو سه هزار چهره تلویزیونی پیپ می کشند. تریلی می کشند. سیگار میکشند. شانه هایشان را می کشند. پاشنه کفش شان را هم می کشند. خلاصه هر چه کشیدنی است می کشند.

میمونهای تلویزیونی اما تلویزیون را دوست ندارند دلارهایی که توی هر تلویزیونی ریخته را دوست دارند دلارهای که بدجوری بوی نفت میدهند.

آنها دوست دارند بخندانند. آنها دوست دارند مردم بخندند. بخندند و بخندند. اینقدر بخندند که غش کنند و یادشان برود اصلا برای چی دارند می خندند. آنها خوش رقص اند. به هر سازی می رقصند حتی به آهنگ های غمین و محزون قیرمزی گول هم می رقصند.

روزی ارباب این نوع میمونها، یکی از آنها را صدا میزند و با تشر به او میگوید: کلک کلک برای حاجی ات هم کلک. میمون ناحسابی! چرا یه سال پیش رفتی ریدی به سیرک ما؟ میمون که ترسیده بود به عجز و لابه می افتد و تقاضای بخشش میکند. ارباب میگوید اگر سیرکم را نلیسی نمی بخشمت بعد میگوید یه جوری باید تلافی کنی تا مردم فکر نکنند سال گذشته از این گه ریزی ات منظوری داشتی. یه جوری باید سمبل کنی اون آبرو ریزی را. میمون قول میدهد نه تنها سیرک ارباب را حسابی لیس بزند بلکه یه بازی عنتر بازی مشتی در بیاورد که مردم آن گه کاری سال پیش را از یاد ببرند. میمون که حالا دیگر مثل یک آدمیزاد حرف میزد شروع به توضیح، تبیین، تحلیل، نقد، و... میکند.

میمون فکر ی بسرش میزند. به بقیه میمون ها (پیامک) میدهد تا به دادش برسند. یکی نویسنده میشود یکی کارگردان یکی بازیگر و ... خلاصه تصمیم میگیرند یه عنتر بازی حسابی در وه کنند. آنها سپس فله و گله ایی می چپن توی سیرک. اما از دیدن کثافاتی که سال پیش توی سیرک ریده بودند حالشان بهم خورده و استفراغ میکنند. آنها واقعا میمونهای عجیبی بودند چون بجای کثافات معده شان، این دفعه کلمه استفراغ میکنند. استفراغ کلمه با عث میشود آنها بدون آنکه ذره ایی مغر پوک خود را بکار گیرند، یه چیزهایی بگند که میتواند مضحک ترین بخش عنتربازی سیرکهای جهان را بخود اختصاص دهد. شاید شما از این کار خوشحال نشوید اما مهم نیست چون اساس شما مهم نیستید چیزی که مهم است رضایتمندی ارباب سیرک است که بنظر راضی است. پس آنها جشن میگیرند.

 اما میمونی که نویسنده شده بود پس از اینهمه موفقیت تصمیم میگیرد داستانهای عنتر بازی های خود را برای ده بیست سال آینده چنین تنظیم کند:

1-      میمونی که سیاستمدار ببد

2-      سیاستمداری که شبیه میمون بید

3-      میمون می میرد

4-      میمون نمی میرد

5-      میمون ناپاک

6-      میمون پاک

7-      میمون قهرمان

8-      میمون ناجی!