اکشن ، رزمی ، ترسناک و... اکشن ، رزمی ، ترسناک و...
۹۵ فیلم ۲۰۰۹ به همراه زیرنویس
هر فیلم فقط 140 تومان
۹۵ فیلم ۲۰۰۹
بزرگترین آرشیو فیلم های ۲۰۰۹
اکشن,جنگی,ترسناک و ...
X
تبلیغات در بلاگ اسکای
نقد عام.....نقد خاص

نقد عام.....نقد خاص 

برخی رویدادها است که در زندگی همه ما فقط معدود دفعاتی اتفاق می افتد. یکی از این وقایع برای من در پنج شنبه هفته قبل اتفاق افتاد. و آن هم دیدن پشت سر هم دو نمایش متفاوت بود.

قضیه از این قرار بود که برنامه ریزی کرده بودم برای دیدن نمایش شارل دوگل نوشته و کار آقای عبدالحسین لاله روز پنج شنبه ساعت 6/30 بعد از ظهر، تالار مولوی بروم. اما یک دوست گرامی که کارشناس تئاتر هم هست طی تماسی ابراز کرد که این نمایش ارزش دیدن را ندارد و بجای آن بهتر است به دیدن نمایش یک سمفونی ناکوک نوشته و کار آقای آتیلا پسیانی ( که در سالن اصلی همان تالار ساعت 8 شب اجرا میشود) برویم.

ابتدا قصد داشتیم همین کار را بکنیم ولی بنابه به تجارب قبلی و اینکه هر گاه بنده از دیدن نمایشی لذت برده ام در اغلب اوقات همان دوست و کارشناس تئاتر ما از دیدن همان نمایش اصلا خوشنود نبوده، لذا پیش خودم فکر کردم نمایش شارل دوگل قاعدتا باید برای من جالب باشد. به همین خاطر بر خلاف توصیه آشنای کارشناس تئاتر تصمیم گرفتم نمایش شارل دوگل را حتما ببینم.

برای تهیه بلیط که به تالار مولوی رفتیم، دوست تازه و عزیزی را بنام آقای خسرو محمودی ملاقات کردیم. که اتفاقا از بازیگران نمایش آقای پسیانی هستند. بعد از چاق سلامتی، ایشان از سر لطف ما را با دو بلیط مهمان حسابی خجالت زده کردکه جا دارد همینجا از خسروی عزیز تشکر کنم.

خوب! با این اوصاف ساعت شش و نیم بعد از ظهر باید به دیدن یک نمایش 50 دقیقه ایی و ساعت 8 هم به دیدن یک نمایش 83 دقیقه ایی می رفتیم. یعنی دو نمایش در یک شب و به فاصله نیم ساعت پشت سر هم. ( آنهم دو نمایشنامه در دو ژانر مختلف)

از نمایشنامه ها بگویم که اتفاقا پیش بینی من درست از آب در آمد. و از دیدن نمایش شارل دوگل لذت بسیاری بردم. داستان در باره دو شخصیت ایرانی است که در فرودگاه شارل دوگل فرانسه گیر کرده اند. بسیجی سابق که منتظر خروج از فرانسه برای بازگشت به ایران بود، و بازیگر تازه واردی که تمام آرزوهای خود را در ورود به کشور فرانسه و اقامت در مهد عطر و ایفل و معاشرت با مادمازل های فرانسوی می دید.

نمایشی که آن دوست کارشناس ما آن را در حد یک کار دبیرستانی ارزیابی کرده بود برای من بسیار تاثیر گذار از آب در آمد.

در حال و هوای این نمایش بودم که به فاصله نیم ساعت برای دیدن کار آقای پسیانی وارد تالار اصلی شدیم. نمایش یک سمفونی ناکوک، ظاهرا در ژانر کمدی و با روایت عجیب غریبی اجرا می شد که برای من به هیچ روی جذاب نبود. و به غیر از یک یا دو پرده هیچ لذتی از این نمایش نبردم.

همینجا بگویم که من همواوره به عنوان یک مخاطب عام به مقوله تئاتر نگاه میکنمو لذا همه اینها صرفا بیان نقطه نظرات شخصی و البته غیر کارشناسی خودم است. ولی از آنجا که این فضای اینترنتی فعلا در اختیار بیان احساسات شخصی من است، لذا ترجیح دادم شما را هم در این احساسات شریک کنم.

ناگفته نماند که فردای آنروز، با دو شاخه گل دوباره به تالار مولوی رفتم. یک شاخه برای بازیگر نقش آکتور نمایش شارل دوگل( که برای بار دوم در دو روز پشت سر هم این نمایش را دیدم) بخاطر بیان و سعی در انتقال احساس قشنگ اش به ما، و شاخه دیگر برای دوست عزیزم آقای خسرو محمودی به خاطر لطف اش. 

  

پویا نعمت اللهی

Pooya1973.mihanblog.com

Pooya1352@gmail.com      

نقدی بر نمایش شارل دوگل
 
تهران: 10:45 30/09/1386  کدخبر: 164643-02-860930
سرویس: علمی-فرهنگی نوع مطلب: گزارش

گزارش ایسکانیوز از نمایش «شارل دوگل»
همه ما مهاجرین این جهانیم
تهران- خبرگزاری ایسکانیوز: دو مهاجر ایرانی در قرنطینه ای در فراسنه با یکدیگر آشنا می شوند، یکی در حال بازگشت به وطن و دیگری سرافراز از ترک وطن و هر دو در مظان اتهام به عنوان تروریست. یکی مجروح شیمیایی جنگ که برای معالجه وارد فرانسه شده و دیگری بازیگر تئاتر، که به دلیل سرخوردگی در کشورش به فرانسه مهاجرت کرده است.

متنی که خواندید بخشی از نمایشنامه «شارل دو گل» است که این روزها عبدالحسین لاله که با بازی حسین رجایی،فرهاد زارعی و پیمان درخشان خواه در تالار ساعت 18.30 درحال اجرا می باشد.
نمایشنامه «شارل دو گل» نمونه یک اثر بومی – جهانی است و آنچه در سراسر نمایش نامه و اجرای آن برجسته می نماید دیالوگ هایی است که دو مهاجر ایرانی با یکدیگر برقرار می کنند.
موسیقی با ترانه فرانسوی در حال پخش است.مردی با پیراهن و شلوار قهوه ای زیر نور قرمز، روی تخت خوابیده، لحظه ای نور را از صحنه می گیرند،ناگهان مردی سرگشته، با پیراهن و شلوار سفید و کراوات سرمه ای در حالی که ساکی در دست
گرفته، از میان تاریکی ظاهر می شود، مردی فرانسوی به داخل اتاق راهنمایی اش می کند، به فرانسه چیزهایی می گوید و می رود، دو مرد در اتاقی با فضای گرفته و غمگین که فضای داخی یک قرنطینه را القاء می کند تنها
می مانند. این دو، بازیگران اصلی نمایش نامه «شارل دو گل» هستند.
درطول اجرای نمایشنامه اسمی از دو شخصیت برده نمی شود و به مرور از میان دیالوگ ها متوجه می شویم با دو ایرانی سرخورده از مهاجرت مواجه ایم، یکی در حال بازگشت به وطن و دیگری سرافراز از ترک وطن و هر دو در مظان اتهام به عنوان تروریست های ایرنی. یکی مجروح شیمیایی جنگ، که برای معالجه وارد فرانسه شده و دیگری بازیگر تئاتر، که به دلیل سرخوردگی در کشورش به فرانسه مهاجرت کرده است. به امید زندگی اصیل در کنار برج ایفل و مادمازل های
فرانسوی. اما داستان این نمایشنامه، تنها نشانگر یک مجروح و یک هنرمند ایرانی نیست بلکه این دو نمادی از افرادی هستند که از دل سرخوردگی های جامعه خود بیرون آمده اند.
آنچه مهم است شمول و گستردگی این دو شخصیت است که از مرزهای جغرافیایی خود جدا می شوند و در مفهومی گسترده و جهانی تسری می یابند.
در بخشی از نمایشنامه شخصیت مجروح جنگ، دیالوگی دارد به این مضمون: «آدم ها چقدر شبیه هم اند، همه شبیه همیم، سیاه ها مثل سفیدها، سرخ ها مثل زردان، یهودی ها مثل مسیحیان، حتی من شبیه توام، کاکاسیاهی که اون روز تو تظاهرات هفته قبل پاریس دیدم هم شبیه من بود» .
نمایشنامه در این بخش از روایت به نقطه عطف خود
نزدیک می شود و آنچه نویسنده مدنظرش بوده در واقع در این جمله تجلی می یابد.
نمایشنامه شارل دو گل ، نمونه ای از یک نمایشنامه کاملا ایرانی است که بدون الگو گرفتن از آثار اروپایی به روایت ایرانی خود می پردازد.
در این نمایش با یک اثر اورجینال و یا اصیل رو بروایم. در بخش های کوچکی از نمایشنامه،از جملات «برتولت برشت» استفاده شده، اما این نقل قول ها، که با زیباترین حس،توسط بازیگر نمایش اجرا می شود در حد یک استناد باقی می ماند و به تکمیل کردن شخصیت های خلق شده توسط «عبدالحسین لاله» می انجامد.
در پایان نمایش، پس از مرگ شخصیت مجروج جنگی، آن اندوه و سرخوردگی که در هر دو شخصیت به حالتی ماهرانه کتمان می شد در این مرحله آشکار می شود. با این مرگ ناگهانی است که متوجه می شویم همه ما به نوعی مهاجرین این جهانیم. مهاجرانی که آرزو داریم روزی به اصالت خویش نزدیک شویم. اصالتی که اغلبمان به دنبالش می گردیم و نمی یابیم.
در این اثر با یک نمایشنامه قوی، منسجم و بومی-جهانی رو بروایم و بازیگرانی که پیداست مدتها در حال تمرین دیالوگ های طولانی و گاه دشوار این نمایشنامه بوده اند.
نورپردازی صحنه، رفت و برگشت نور، قوت و کاهش آن در لحظاتی، به تنهایی گویای نیمی از حسی است که بازیگران در حال القای آن به تماشاگر بودند. و در پایان با قوت گرفتن نور قرمز، بر روی فردی که مجروح جنگی است و تاریک و سیاه شدن باقی صحنه، تصویری زیبا از شهادت در مقابل چشم تماشاگران نقش می بندد، اما آن دیگری که با پیراهن و شلوار سفید در میان فضای تاریک صحنه گم می شود سرنوشت مجهول و نامعلومی را در پیش می کشد که همه ما اغلب اوقات با آن رو بروایم. شخصیتی که خودمان را به ما یادآوری می کند.
نمایشنامه «شارل دوگل» به گارگردانی عبدالحسین لاله،و بااجرای حرفه ای حسین رجایی، فرهاد زارعی و پیمان درخشان خواه ، در تالار مولوی واقع در خیابان 16آذر، ساعت 18.30 درحال اجرا می باشد./125

      خبرنگار: 813
شارل دوگل
تهران: 11:55 30/09/1386  کدخبر: 164667-02-860930
سرویس: علمی-فرهنگی نوع مطلب: مصاحبه
گفت وگو با عبدالحسین لاله کارگردان نمایش "شارل دوگل"
کاری انجام دادم که به زبان جهانی نزدیک باشد
تهران- خبرگزاری ایسکانیوز: عبدالحسین لاله درخصوص نمایشنامه «شارل دوگل» گفت: سعی کردم کاری انجام دهم که هم به زبان جهانی نزدیک باشد و همچون المان های ایرانی مانند: گلاب یا انار بومی باشد و بتوانم آنچه که در فرهنگ خودمان است بطور نویی بیان کنم.

این نویسنده و کارگردان نمایش ، در گفت و گوی اختصاصی روز جمعه با خبرنگارتئاتر گروه فرهنگی ایسکانیوز گفت: کارهای قبلی ام بیشتر متاثر از فضای سنتی بود . سنتی نه به معنای کهن،بلکه به منظور وجه مثبت و قوی فرهنگ سنتی و المان های مختص به آن.
وی درباره الگو برداری محض از کارهای غربی گفت: در جهان سوم وقتی می خواهند کار مدرن انجام دهند فکر می کنند نه تنها شکل ، بلکه مضمون و ایده هم باید غربی باشد، در حالی که تجارب ساختاری و فرم گونه آثار غربی برای ما از این حیث مفید هستند که یاد بگیریم چگونه می توانیم با بهره گیری از تکنیک غربی، فرهنگ خود را اشاعه دهیم.
لاله در ادامه افزود: به عنوان فردی که مدتهای مدیدی در جبهه بوده ام ،نسبت به فرهنگ دفاع مقدس توجه ویژه ای کرده ام و نمایش شارل دوگل اولین کار من در حوزه دفاع مقدس است، مفهوم دفاع مقدس دارای یک جوهر متمایز است و مشکل آثاری که نوعا در این حوزه ساخته می شوند، خالی بودن این جوهر در کارهای مربوط به دفاع مقدس است.
کارگردان نمایش "شارل دوگل" ادامه داد: "شارل دو گل" ششمین کار صحنه ای من است، در کنار شش تجربه کار تلویزیونی و تله تئاتر. آخرین کار تلویزیونی ام تله تئاتر یونانیان است که در شبکه دو تهیه شد و پس از شش بار پخش اکنون در شبکه های برون مرزی با زیرنویس انگلیسی پخش می شود. این کار در مقابل مواضع فیلم 300 قرار گرفت.
وی خاطرنشان کرد: آخرین کار صحنه ای ام «حیدربابایه سلام» هفت سال در ایران بر روی صحنه بود و با 600 هزار تماشاگر یکی از پرفروش ترین نمایش های تاریخ تئاتر ایران محسوب می شود.
وی دلمشغولی های خود را به عنوان مدرس دانشگاه سینما و تئاتر، بیشتر تحقیق و پژوهش در حوزه تئاتر می داند.
عبدالحسین لاله در رابطه با وضعیت نمایشنامه در ایران گفت: آنچه مشخص است، وضعیت رو به پیشرفت نمایشنامه نویسی است. وضعیت نمایشنامه نویسی زمانی دچار مشکلات ابتدایی بود اما امروز به خاطر تجارب ارزنده تئاتری ها این مشکل رفع شده است.
وی در ادامه از حضور نمایشنامه نویسانی چون نغمه ثمینی و برهانی مرند در خانواده تئاتر به عنوان دو وزنه و دو تن از مهمترین نمایشنامه نویسان حال یاد کردند.
لاله، با اشاره به رکود مسایل تکنیکی اشاره کرد و گفت: از طرفی همچنان مشکل فرهنگی داریم در نمایشنامه نویسی، به لحاظ خاص جامعه و ممیزی ها. دولت و جامعه باید در این زمینه سعه صدر بیشتری نشان دهند زیرا تنها در آن صورت است که باعث خلاقیت بین نمایشنامه نویسان خواهند شد و تئاتر را از غامض گویی، ایهام گویی و دو پهلو گویی نجات خواهند داد. وقتی نمایشنامه ای خوانده می شود و بدلیل ممیزی ها درخوانش آن مشکل ایجاد می شود چطور می توان همچنین نمایشنامه ای را اجرا و روی صحنه برد؟
وی با اشاره به اصل ارتباط که اصل اساسی هنر تئاتر است گفت: ارتباط در هنر تئاتر باید مورد نقد قرار بگیرد و نمایشنامه نویسان باید در کنار ارتقای تکنیک های نمایش نامه نویسی، از لحاظ فرهنگی نقص های خود را برطرف کنند. بزرگترین دلیل این نقض ابتدا مربوط به دستگاه فرهنگی کشور و سپس مربوط به فرد نمایش نامه نویس است. مطالعات نمایشنامه نویسان به مقدار لازم، دقیق نیست در این زمینه لاله به مشکلات ترجمه در کشور ما و همچنین نبود منابع کافی اشاره کرد.
کارگردان نمایش "حیدر بابا یه سلام" در ارتباط با منتقدان حوزه تئاتر افزود: منتقدان ما اکنون عنوان خود را از منتقد به دراماتور تغییر داده اند . درحالیکه جای سئوال است، چه اتفاقی افتاده، کدام منابع ترجمه شده، چه تغییری در سیستم آموزشی و زیر ساخت های هنر رخ داده که ما یکدفعه از منتقد تبدیل به دراماتور شده ایم؟ دراماتوری کار بسیار سختی است و محتاج دقت، مطالعه و منابع کافی است. نکته دیگر یکی از ادعاهای جامعه تئاتری ما است که اکسپرسیون کار می کنند. در جائیکه به جز تعداد انگشت شماری در مورد اسکپرسیون در کشور ما کتاب ترجمه شده و در دسترس است. این باعث شده نمایشنامه نویسان، در حوزه معرفتی بی دقتی کنند.
وی در پاسخ به سئوال خبرنگار ایسکانیوز در رابطه با اینکه چرا بیشتر کارگردانان ایرانی کارهای خارجی را روی صحنه می برند، گفت: این از فضای ممیزی بر می آید. از طرفی نمایشنامه نویس می خواهد حرفش را بزند. از طرفی اگر به اثرش زمان و مکان بدهد، ممکن است به ممیزی بربخورد. ولی اگر زمان و مکان را خارجی بگیرند کمتر دچار این مشکل می شوند.
بنابراین ترجیح می دهند حرف های خود را از زبان شخصیت های نمایشنامه های خارجی بزنند. دومین دلیل این مساله، مد شدن این موضوع است. نمایشنامه نویس ضعیف فکر می کند، آثار قوی او را قوی می کند. در عرصه تئاتر متاسفانه هستند کسانی که پز تئاتر را به خود تئاتر ترجیح می دهند.
وی یکی دیگر از مشکلات در حوزه تئاتر را مربوط به نقدهایی که در مطبوعات می شوند دانست و افزود: منتقد می تواند عوامانه به یک اثر نگاه کند، اما آنگاه حق ندارد نقد بنویسد. منتفد موظف است جوری ببیند که هر آدمی نمی تواند آن گونه ببیند. هر اثری یک ظاهر و یک باطن داردامابرخی منتقدان تنها به جنبه ظاهری اثر توجه کرده و هسته اصلی قصه و دیدگاه نمایش نامه نویس و کارگردان را در نظر نمی گیرند. بنابراین منتقد قضاوت های بسیار سطحی می کند و هر آنچه را که می بیند قضاوت می کند و در واقع با چشم ظاهر می بیند و کمتر به ارتباطات ارگانیک درونی اثر می پردازد و بیشتر از نگاه تماشاگر به اثر نگاه می کند تا از نگاه کارگردان یا نویسنده.
وی افزود: نقد باید چالش ایجاد کند. لاله در این مورد حوزه ادبیات را ضعیف دانست و گفت: دایره لغات منتقد بسیار محدود بود و از سی چهل کلمه بیشتر تجاوز نمی کند. و سخن آخر اینکه نقد در عرصه تئاتر بسیار ضعیف عمل می کند. منتقد از حوزه معرفتی دور است. در حالیکه نقد یکی از ارکان ادبیات جهان محسوب می شود و نبود فیلسوف و نظریه پرداز در حوزه نقد زیبایی شناسی در کشور ما یکی از دلایل مهجور ماندن نقد تئاتر است.
عبدالحسین لاله در خاتمه درخصوص تئاتر ایده آل گفت: تئاتر خوب تئاتری است که هم با مخاطب عام و هم مخاطب خاص ارتباط برقرار کند.هنرهای مخاطب زایی، مانند سینما و تلویزیون مدیون تئاتر هستند اما تئاتر فی الذاته یک هنر خاص به شمارمی آید./125

      خبرنگار: 813
Le théâtre de Charles de Gaulle a Tehran

 

De Hosein Laleh                  

 

نمایش:  شارل دوگل

 

نویسنده و کارگردان: عبدالحسین لاله

 

 

بازیگران:

حسین رجایی

فرهاد زارعی

پیمان درخشان خواه

 آذر و دی ماه

ساعت 18.30

در تالار مولوی تهران

از همه دوستان منتقدی که این نمایش را در نشریات و خبرگزاری های مختلف نقدکرده اند( مثبت یا منفی) تشکر میکنم. امیدوارم روزی برسد که جامعه منتقدین ما  جایگاه واقعی خود را بیابد جایگاهی که در آن چند نکته اساسی وجود دارد:

۱- گذر از پوسته و توجه به درون هر اثر- پوسته را عوام می پسندند و درون آن را خواص. اثر هنری برای خواص ساخته نمیشود اما منتقد حق ندارد از جایگاه خواصُ انتظارات عامیانه داشته باشد.   

۲- مطالعه مستمر برای غلبه بر فقر اطلاعاتی و تحلیلی بخصوص از معارف غربی که فقر اندیشه در این زمینه در آثار منتقدین به شدت احساس میشود. بقول یکی از دوستان اهل فلسفهُ متاسفانه از برخی نوشته های منتقدین چنین استنباط میشود که ایشان تفاوت مکتب - فلسفه- نحله فکری و تکنیک را نمیدانند. حتی گاهی آنها احساس میکنند هر آنچیزی که پسوند ایسم دارد فلسفه است. دلیل این امر کمبود منابع ترجمه و در حد کافی در زمینه نقد علمی است. و چنانکه میدانیم اکثر منتقدین تئاتر ما زبانهای روز دنیا را نمیدانند برای همین برداشتهای فردی و تعلقات شخصی را بجای نقد اشتباه میکیرند.

3-  پرهیز از جایگزینی تلقیات فردی بجای غور علمی- نقد به معنی تجلی تلقیات فردی و برداشت های سلیقه ایی نیست برای همین در غرب که زادگاه نقد هنر است نقد بسیار کار طاقت فرسا و پر زحمتی تلقی میشود. تقریبا در هیچ نقد مشهور جهانی نشانی از برداشتهای فردی و تلقیات درونی فردی به چشم نمیخورد. حتی معارف و دریافتهای فلسفی و فکریُ آنجا که نقل نمیشوند توسط منتقد درونی شده و منتقد در بازتعریف آن به نوعی تملک ذاتی و حقیقی دست می یابد. منتقد زمان نقد یک اثر هنری خود را فراموش میکند و با اندیشه خویش به این کار می پردازد.

4- کندن از «خود مستمر» و جستجو برای یافتن حقیقتی که در ورای «عادت زدگی» قرار دارد. نقد کردن بواقع جور دیگر دیدن است نه مثل همه دیدن. 

۵- منتقد دو گوش و دو چشم برای دیدن و شنیدن دارد. احساسی که همچون احساسات سایر انسانها است. پس نمیتواند سخنگوی جمع بوده باشد. او بی رحمانه ترین نقد خویش را بدون آنکه از طرف احساس جمعی سخن بگوید بیان میکند. جملاتی مثل «تماشاگر این را نپسندید» یا « ارتباط این کار با مخاطب ضعیف بود» این نوع برداشتهاست.          

 

İran sineması ve dünya sinema festivalleri ۲

İran sineması ve dünya sinema festivalleri 2

    نگاهی به : سینمای ایران

                               وجشنواره های جهانی فیلم

                                        قسمت دوم

چند نمونه از دیدگاه سینماگران :

مجید مجیدی: همیشه این ارزیابیها یک طرفه ویک سویه بوده وازاصـل موضوع همیشه دورافتاده ایم همواره اینگونه ارزیابی شده که ازآن سو توطئه ای برعلیه سینمای ما درجریان است که فرهنگ ما را دستخوش حوادث میکند. البته موضوع تهاجم فرهنگی، خصوصاً دراین سالها مورد بحث قرارگرفته است. این موضوع ازابعاد وسیع تری برخوردار است که اصولاً دامنه های سیاســی ـ اجتماعی ـ اقتصادی درپی دارد.  با این حال میخواهم بگویم که هیچگاه واقعاً یک ارزیابی سنجیده از وضعیــت سینمای ما وحضور سینمای ما درخارج ازکشوروجود نداشته است .(فارابی - 2)

عبدالحسین برزیده: فکرمیکنم بیش ازهرچیز ،جشنواره های جهانی را باید به دوگروه تقسیم کرد. یک گروه آنهایی اند که بهرحال به مسائــل سیاسی توجه دارند وبنابـه مصلحت های سیاسی، فیلم هاوکارگردان هاراانتخاب میکنند. جشنواره های بی طرف هم وجود دارند مخصوصاً آنها که پویـا هستند مثل جشنوارة کوبا. جشنواره هایی که شهرت جهانی دارند بهرحال به مسائل سیاسی تا حدودی توجه دارند . (ه- م)

 کمال تبریزی:سیاه نمایی وارائه تصویری تلخ ازرویدادهای اجتماعی درقالـب آثارسینمایی صرفاًبرای مسئولان جشنواره های خارجی خوشایند است. سینمای ایران نباید مقهورجشنواره های خارجی شود، باید اصالت وموقعیت خود را درعـرصه هـای بین المللی حفظ کنیم.(روزنامة اطلاعات )

محسن مخملباف: پس ازاینکه فیلم های ایرانی درجشنواره های غیرایرانـی شرکت کردند که آمار 1800 حضوربین المللی را نشان میدهد و 130 جایزه طی چند سال گذشته نصیب فیلم های ایرانی شد، گروهی از مطبوعات داخلی مدعـی شدند کـه فیلمهای ایرانی به این سبب مورد استقبال قرارگرفته اند که سخن ازسیاهی ها، بدبختی های مردم ایران داشته اند. شما(کارگردان آلمانی ) چه سهمی از این استقبـال رابه ایـن دلیل می دانید؟

هرتسوگ: من وقتی فیلم کلوز آپ را میبینم به بدبختی آن مردی که مجبورشده خودش را جای تو جابزند فکر نمیکنم. به غروری فکر میکنم که دراین مرد وجود دارد. غروری بسیارعالی وزیبادریک فرد که نمونة رفتاری یک ملت وفرهنگ است واین درست همان چیزی است که ما میتوانیم خوب بفهیم. شماهیچ ناراحت ایــن حرفها نباشید. کوروساواهم درژاپن دچارهمین مشکلات است وهمه مخالفش هستند. سیصد سال دیگرروزنامه نگارهای ایرانی خواهند فهمید که فیلمسازان ایرانی هم مثل عمرخیام وفردوسی بودند وشما در حقیقت شاعران این زمانه هستید و باید توجه داشته باشید که تاروزی که خبرنگارها فیلم تو رادوست ندارند کارت درست وشاعرانه است وموفقیت فیلمهای شما درخارج ازکشورتان یک گفتگوی فرهنگی وشاعرانه است بین هنر دوستان همه جا .( فیلم- 156)

شجاع نوری:سینمای ایران از دروازة پاریس جهانی شد، امامن معتقدم همه چیزاز لوکارنوآغاز شد. میهان ویژه دیوید اشترایف مدیروقت جشنواره لوکارنوبود. هنرمندی مدیرومستقل وباذوق. اواولین کسی بود که فیلمی ایرانی( ناخدا خورشید) را به مسابقه بـرد والبته انتقادهای شدیدی را نیز تحمل کرد. ( فیلم- 258)

بهزادعشقی: فقر ظاهری این فیلم ها نشانی ازسیاهی ودرماندگی نـداشت یااساساً این فقردرارتباط باتنگناهای اجتماعی موجودمطرح نمی شد. ازسوی دیگرمنتقدان وداوران جشنواره های خارجی هرگز مجری منفعل خواسته های حکومت های بیگانه نبوده اند یا لااقل دراین زمینه هیچ وقت سند قابل قبولی ارائه نشده است . ( فیلم - 246)

عباس سلیمی نمین: ما اگرایراد وانتقادی هم درارتباط بابرخورد حساب شدة بیگانه با خود داریم، این را به حساب نقد هنرمند خودمان نمیگذاریم. بلکه معتقدیم آنهاهوشیارانه عمل میکنند. آنها نظرمیدهندکه درمیان همه فیلمهایی که دارای مفاهیم مختلف است چه فیلمی انتخاب شود.( فارابی 2)

یک کارگردان سینما: اماصرف این حضوروبه روی پرده رفتن فیلمهای ایرانی ومطرح درسینماهای ممالک مختلف نمیتواندملاک برتری سینمای ماباشد. اگرچه تمامی ایران وفیلمهای برترایرانی مطرح شده درجهان، توانسته اند معتبرترین وبرترین جوایزراازجشنواره هاکسب کنند، لیکن بایدقبول کنیم که همه این جوایز نه به سینمای ایران مسلماً به محتوای آنها و فضاهایی که درنماهای پیایی صحنه های فیلم موجودند تعلق گرفته است . (ابرار- 11 آبان 82)

محمودبهزادنیا:درپایان کنسرت،مدیرجشنواره ازبارببری وهمکـاری وزحمات مقصودلوتشکرکردوبه شوخی اضافه کرد: جشنواره تسالونیکی با وجود این همه ایرانی میهمان ازسراسر جهان، به یک ایران کوچک مبدل شده است. (فیلم 199)

نزاع صاحب نظران حول موضوع«علل موفقیت سینمای ایران» است. دراین بین تلاش برای تطیهرسینمای ایران ازهرنوع سیاست زدگی ازسوی برخی ازصاحب نظران جالب است. مخالفان سیاسی بودن جشنواره های سینمایی هیچ نوع سیاست زدگی پنهانی راقبول ندارند گرچه موافقان سیاست زدگی جشنواره ها، برخی ازدلایل فرهنگی ممتازفیلمهای ایرانی راعامل موفقیت آنها برمیشمارند. آقای پورمحمد با شگفتی تمام می نویسد:... این جایزه ها که چهار سال پیش، هرسال یکی دوتا وشش تابود ازسال 67 ابتدا به دوبرابر ودوسال بعد به 22 جایزه درسال رسید. سال گذشته میلادی 26 جایزه به فیلم های ایرانی اهداء شد. یعنی درست یک سوم از همه 80 جایزه ای که درپانزده سال اخیر نصیب سینمای ایران شده است. درسال 1993 حدودهفتاد فیلم ایرانی دربیش از 60 جشنواره جهانی حضور یافتند. اگرشرکت هرفیلم درهرجشنواره رابعنوان یک واحد حضورمورد محاسبه قراردهیم، سینمای ایران درسال 1993 با5/4 حضوردرجشنواره های جهانی(که البته شامل آمارحضوردرهفته های فیلم یاجشنواره های فیلم ایرانی در کشورهای مختلف نیزمیشود)  بیشترین کمیت حضوردرعرصه های جهانی راطی سالهای پس از انقلاب داشته اند. (فیلم 156) دراین نگاه هیجان زده که همه موفقیت سینما رابه عوامل خارجی وابسته میداند چند نکته اساسی وجود دارد:

 -1برخلاف تبلیغ وترسیم محافل خارج ازکشور، موفقیت سینمای ایـران درخارج  از کشور مربوط به زمان پس ازدوم خرداد سال 76 نیست، حجم وسیعی ازمطالـب مجلات داخلی وخارجی، موفقیت سینمای ایران درجشنوارهای خارجی  را به پس ازپدیده سیاسی دوم خرداد نسبت می دهند.

 -2اصرارآنهابراینکه این موفقیت ها مربوط به قبل ازدوم خرداد نیست با چه هدفی است؟ 

 - 3چه رابطه معکوسی بین سالهای اخیر وبالارفتن میزان جوایزوجود داردآیامیتوان صرفاً به پیشرفته بودن تکنیک سینمای ایران قناعت کرد؟

مجله فیلم که درمقاله ای نتوانسته است حیرت خود راازکسب این همه جوایزمخفی نگه دارد چنین مینویسد: یک عالم جایزه؛ هم کمی وکیفی. جوایز بین المللی سینمای ایران دیگر به نقطه ای رسیده که به واقـع حیرت انگیز وازطرف دیگرقابل بررسی است. ماه های سپتامبر، اکتبرونوامبر، دوره اوج جشنواره هاست وبه همین دلیل بیشترین حضورهاودریافت جایزه ها هم دراین سه ماه به وقوع میپیوندد. لذا مجموع جوایزسه ماه گذشته را که به رقم قابل توجه 65 رسیده، باردیگرباز تاب میدهیم. درشهریور 79، سینمای ایران شش جایزه ازجشنواره ونیزدریافت کرد. (فیلم 262 )

یکی ازعلل رکودسینمای ایران درعرصه تولید اتفاقاً جشنواره زدگی سینمای ایران است. درواقع یکی از عجیب ترین نکات مرموزوتأسف برانگیزموفقیت فیلمهای برگزیده جشنواره های جهانی، درعدم اقبال تماشاگران ایرانی است. کمترین سهم این موفقیتهامربوط به وجه هنری آثارسینمایی وبیشترشان مربوط به دلایل سیاسی است. تقریباً هیچکس باور ندارد سینمای جشنواره ای بتواندنقش سازنده ای دراقتصاد سینمایی کشورایفا کند، چون عرضه وتقاضا نه دربازارایران که درخارج ازمرزهای کشورتعیین میشود. تنهاراه کسب درآمد اینگونه فیلمها، جوایزکلانی است که از این راه بدست میآید وبه جیب افراد( به معنی درآمد فردی) میرود. آثار سینمایی ایران با تقاضای خارج از کشورتولید وبراساس سلائق آنها ساخته میشود. این مطلب بقدری حساس است کـه نمیتوان آن را به شکل ساده ای بیان داشت. طرفداران افراطی سینمای جشنــواره ای میگویند: این فیلمها ضمن روشنگری اجتماعی، میتوانند باعث ارتقای ذوق هنری تماشاگرعام شوند وبه رونق اقتصادی سینمای ایران بیفزانید، بدون آن که به حربه های مبتذل توسل بجویند. بنابراین لازم است درشرایط جدید، منتقدان منصف ودلسوز، این مرزها رابه درستی شناسایی کنند واز فیلم های اصیل وسالم تجاری  حمایت کنند.( فیلم  ـ 256)

درکناربررسی علل موفقیت سینمای ایران درجشنواره های خارجی نمیتوان همه پدیده های موجود راکلیت بهم بافته تصورکرد. این پدیده دردرون خود دارای طبقات وفصل بندی های مهمی است مثل : فیلم های فرهنگی  ـ  فیلم های سیاسی ـ  زمان ساخت فیلم ها.

دربین فیلم های تولید شده، به فیلمهای برجسته ای بر میخوریم که به لحاظ تکنیکی ومحتوایی خارج از تعاریف وانتظارات شناخته شده جهانی اند. عناصردرونی این فیلمها با بهره گیری ازمایه های غنی فرهنگ ایران چنان درخشندگی و تأثیر شگرفی داشته اند که بهیچ وجه نمیتـوان جنبه های زیبایی شناسانه، حقایق تلخ و شیرین وخلاصه ماهیت واقعی آنهارانادیده گرفت. بسیاری ازاین دست فیلمها نه تنهـادرجشنواره های جهانی که درداخل کشورازسوی همه اقشاروباهمه سلیقه ها تحسین شده اند. نمونه بارزآن فیلم« رنگ خدا» ساخته هنرمند سینمای ایران، آقای مجید مجیدی است. دراثبات حقانیت موجود دراین فیلمها نمیتوان آنها را با فیلمهای سیاه جشنواره ای مقایسه کرد. روشن است انگیزه بارزواصلی سازندگان اینگونه فیلمها که متأثر ازفرهنگ غنی ایران است، تقویت پیوندهای فرهنگی اجتماعی باهدفی روشن وخیره کننده است. مجیدی در میزگردی به همین منظورمیگوید: خیلی وقتها دنبال پاسخ این پرسش هستیم که چراما فیلمسازها وقتی اثری را تولید می کنیم که درداخل وخارج به موفقیت هایی دست پیدا میکند خودمامجبور به قسم حضرت عباس میشویم که این اتفاقی که آن طرف میافتد ازروی حساب وکتاب خاصی که مثلاً روی یک فیلمساز خاصی نظرداشته باشند نیست.چراتابحال ارزیابی درمطبوعات ودرعرصه های سیاسی مثل وزارت امورخارجه،رایزنی های فرهنگی وامثالهم صورت نگرفته است؟ (فارابی2)

 درجشنواره های سینمایی، فضای مسموم سیاسی برعلیه ایران گاه چنان شدید است که اعتراض کارگردانها وهنرمندان ایرانی رابه بهمراه دارد. مثل اتفاقی که دریونان افتاد. ماجراازاین قراربود که یک کارگردان گرجستانی ضمن برخورد اهانت آمیـزی، سینمای ایران راباسینمای شوروی سابق که اتفاقاً خودش درآن فضا رشد کرده وفیلم ساخته، مقایسه میکند.‌ اوازپناهی سئوال میکند آیا کسی که او راهمراهی میکند مامورحکومت ایـران است؟ روزنامه نگار ایرانی با یک توضیح ساده که تنهابه عنوان مترجم درکنار پناهی بوده جمع را به اعتراض ترک  میکند. جعفرپناهی نیز باعصبانیت جلسه راترک میکند. اوساعاتی بعد ازاین واقعه دلیل سختگیری اش راچنین عنـوان میکند.حرف آقای لوسلیانی هم توهین به کشورمن بودهم توهین به مسئولان کشورم وهم توهین بخود مـن بعنوان یک فیلمساز که میتوانم به خودم اجازه دهم یک مامور امنیتی فرضی مراهمراهی کند وبدتراز آن توهین به سینمای ایران و فیلمسازان ایرانی دیگر بود چرا که حرفهای توهین آمیزآقای لوسلیانی خواه ناخواه به آنهاهم تعمـیم داده میشود. این نوع برخوردها با فیلمسازان وسینمـای ایران ناشی ازعدم شناخت ودرک درست اینگونه آدم ها ازشرایط فعلی ایران وسینمای ایران است. پناهی عقیده دارد، اینکه نگاه بعضی از هنرمندان وفیلمسازان نسبت به شرایط سیاسی اجتماعـی کشورنگاه انتقاد آمیزی است، اماانتقاد فقط حق خودایرانی هاست وهیچ کس دیگری حق ندارد به این بهانه به ما اهانت کند.

شیوه تحقیق:

با توجه به نوع رویه ایی که در این پژوهش اتخاذ شده، شیوه بحث نمیتواند صرفا در فضایی انتزاعی طرح گردد. ذکر مصادیق با تکیه برنظریات مدرن ارتباطی، ترسیم گر خط تحقیق است. خطر آنجاست که این بررسی ازشکل بررسی واقعیتهای بروزخارج و رویه انتزاعی و مجادلات و معادلات نظری رادرپیش گیرد. ما مجبوریم دربرخی از زمینه های بحث پیش فرضهایی را بپذیریم که بی شک جزو واقعیتهای علمی عرصه ارتباطات مدرن و بروز دنیاست. پس فهم نظریات ارتباطی مهمتر ازذکر و نقل قولهای متفکرین این عرصه است. اما بهرحال خطوط مفروض انگاشته شده صاحب نظرات ارتباطات دارای ابعادی روشن ومسلم است. حداقال اینکه تشکیک جامعه روشنفکری جهان غرب در باب مفهوم سیاسی بودن سینمای جشنواره ایی و آلت قرار گرفتن هنر برای القائاتت سیاسی کاپیتالیستی واضح و مبرهن است.  سعی بر این است که در رسایی معانی این کتاب تفهیم موضوع مقدم بر انتقال دانسته ها و فرمولهای شناخته شده باشد.

 منابع و مأخذ :

1- رابین وود -نقدچیست ، منتقد کیست ـ  مسعود فراستی ـ رحیم قاسمیان ـ انتشارات فرهنگ  کاوس ـ 1378

2- هـ م ـ  ژان لویی کومولی

3- هـ م  ـ آندرو سارس

    4- دیدگاه های نقد ادبی ـ ولبور اسکات ـ فریبرز سعادت ـ امیرکبیر ـ 1341

5- مجلة فیلم

6- مجلة گزارش فارابی ـ شمارة 2 ـ ص 50

    7- روزنامة اطلاعات 25 شهریور 82

8- روزنامه ابرار

 www. Sharg hnewspaper.com

ا                       ادامه دارد

<<      3      4      5      6      7      8      9      10      11      12      >>